الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

167

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

فرمود : آيا شهادت مىدهى كه لا إله الا الله و محمد رسول الله ؟ گفت : نه ! و لكن به تو قول مىدهم كه هيچ‌گاه با تو وارد جنگ نشوم و از كسى كه دشمن تو باشد حمايت نكنم . پس رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله شمشير را به وى داد ! غورث گفت : به خدا قسم كه تو بهتر از من هستى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله هم فرمود : من به بهتر بودن سزاوارتر هستم . ( 1 ) غورث به سوى اصحابش رفت و هنگامى كه آنها به وى گفتند : اى غورث ، ما ديديم كه با شمشير كشيده بالاى سر محمّد ايستاده‌اى ، اما چه چيزى تو را از كشتن او منع كرد ؟ گفت : به سوى او رفتم كه ضربه‌اى بر او وارد كنم ؛ اما نمىدانم چه كسى طعنه‌اى به كتفم زد و در پى بىآن به روى زمين افتادم و شمشيرم به گوشه‌اى پرتاب شد و محمّد پيش از من آن را برداشت . پس از آن آيات مذكور نازل شد و چيزى نگذشت كه منطقه آرام شد و رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به همراه يارانش آنجا را ترك كرد و در ضمن ، اين خبر را براى آنها بيان كرد و دو آيهء مذكور را قرائت فرمود . « 1 » ( 2 ) اين مطلب در اعلام الورى هم به صورت مختصر و بدون اسناد نقل شده است و چيزى كه به نظر مىرسد اين است كه وى آن را از أبان بن عثمان أجمر بجلى كوفى از ابى بصير از امام صادق عليه السّلام نقل كرده است ؛ چنان كه كلينى در روضهء كافى با اسناد از وى نقل كرده است : در غزوهء ذات الرقاع پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله در حاشيهء دشت ، در زير درختى نزول كرد و در اين هنگام سيلى آمد و بين او و اصحابش حايل شد و آنها نيز بر كنارهء دشت منتظر بودند كه ببينند چه وقت سيل قطع مىشود در اين حال يكى از مشركان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را ديد و به قوم خود گفت : من محمد را مىكشم ! آنگاه با شمشير كشيده به كنار محمّد صلّى اللّه عليه و آله آمد و گفت : چه كسى تو را از دست من نجات مىدهد ، اى محمّد ؟ فرمود : خداى من و تو ! پس ناگهان جبرئيل او را از اسب به پايين پرتاب كرد و او از پشت بر زمين افتاد . رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فورا برخاست و شمشير را برداشت و بر سينه‌اش نشست و فرمود : چه كسى تو را از دست من نجات مىدهد ، اى غورث ؟ ! گفت : جود و كرم تو اى محمد ! آنگاه او را رها كرد و در حالى كه غورث از جاى خود بلند مىشد ، گفت : به خدا قسم كه تو بهتر و كريم‌تر از من هستى ! « 2 » ( 3 ) اين شهر آشوب در اقامهء نماز خوف ترديد كرده و ابتدا گفته است : اين نماز در غزوهء بنى لحيان در ماه جمادى الاولى ( در سال چهارم هجرى ) و در منطقهء عسفان اقامه شده و سپس گفته است : گفته مىشود كه اين نماز در غزوهء ذات الرقاع كه با غطفان رخ داد ، اقامه شده و اين دو ماه پس از غزوهء بنى نضير بوده است . « 3 »

--> ( 1 ) . مجمع البيان ، ج 3 ، ص 157 - 158 . ( 2 ) . روضة كافى ، ص 110 ، ح 97 . ( 3 ) . مناقب آل ابى طالب ، ج 1 ، ص 197 .